مى نویسم

من می نویسم پس هستم

مى نویسم

من می نویسم پس هستم

من می نویسم پس هستم.
نویسه جایی برای به اشتراک گذاشتن نوشته ها و شاید عکس های من باشد.

بایگانی
نویسندگان

نوبت به ما که رسید !

Sunday, 12 March 2017، 02:41 AM

نوبت به ما که رسید قلابى آن رسید.

این حکایت امروز صبح ما بود که وقتى پول را به راننده ى تاکسى دادیم

هى کج و راستش کرد و در نور خورشیدى که فقط رنگ داشت گرفت تا مطمئن شد از حدسیاتش و پول داده شده را پسمان داد که چه ! به این دلیل که پول داده شده قلابى است و ما هم در تعجب که چگونه این طور شده و چه کسى به ما این پول را انداخته که در آخر پس از ساعت ها معلوم شد که کار خودپرداز بى جان یکى از بانک هاى این شهر درندشت بوده است و نه کار موجودى داراى مغز که در بیشتر مواقع در سه ماه تعطیلات تابستان دوران مدرسه به سر مى برد.

موافقین ۲ مخالفین ۰ 17/03/12

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی